محمد تقي المجلسي ( الأول )

110

لوامع صاحبقرانى ( شرح الفقيه ) ( فارسي )

عمل بر او زيادتى دارند حسد ايشان مىبرد و مىخواهد كه ايشان بهتر از او نباشند ببريد اين عمل را و در گردنش آويزيد و آن عمل صاحبش را لعنت كند پس فرمودند كه حافظان عمل عملى را بالا برند تا به آسمان ششم رسند پس ملك گويد كه بايستيد من صاحب رحمتم اين عمل را بر روى صاحبش زنيد و چشمهاى دل او را كور كنيد چون صاحب اين عمل رحم ندارد و اگر ببيند بنده از بندگان الهى را كه گناهى مىكند يا ضرر دنيوى به او مىرسد شماتت و خوشحالى مىكند پروردگارم امر كرده است كه نگذارم كه عمل اين از من بگذرد پس حضرت صلَّى الله عليه و آله فرمودند كه حافظان عمل عملى را بالا برند با علم و اجتهاد و ورع و پرهيزكارى و آن عمل را صدايى باشد مانند صداى رعد و روشنى داشته باشد مانند برق و سه هزار فرشته با آن عمل باشند پس ببرند او را تا آسمان هفتم ملك گويد كه ببريد اين عمل را و بر روى صاحبش زنيد من ملك حجابم و مانعم هر عملى را كه خالص از جهت حق سبحانه و تعالى نباشد و غرض اين شخص اين است كه بلند مرتبه باشد نزد بزرگان و او را در مجالس به خوبى ياد كنند و آوازه صلاح او در شهرها فاش شود پروردگارم امر كرده است كه نگذارم كه عملى از من بگذرد تا خالص نباشد لله پس حضرت فرمودند كه حافظان عمل عملى را بالا برند كه از آن خوشنود باشند و مشتمل باشد بر حسن خلق و خاموشى از ما لا يعنى و بر ذكر بسيار و مشايعت كنند او را فرشتگان آسمانها و آن هفت فرشته با اتباع ايشان تا به حجب رسند و از آنها درگذرند تا به جايى رسند كه در آنجا عرض مىنمايند اعمال را بر حق سبحانه و تعالى و همگى شهادت دهند نزد حق سبحانه و تعالى كه اين بنده هميشه مشغول عمل و دعاست پس خطاب رسد كه شما حافظان عمل بنده‌ايد و من مطلعم بر آن چه در ضمير او است غرض اين بنده خالص نبود از جهت من